تو نیستی و
هق هق زمان تمامی ندارد
مي گريد
بغض همزاد هاي رفته را
مثل من تو را
و شب به نيت سوگ
روز از دست رفته اش را
و من آيه آيه تو را
تشييع کرده ام امروز
شعر بي بهانه ي من
قاصدک
اول: ممنون از حضور گرمتون
یه گله از همه: مگه قرار نبود کتاب بیارید ؟؟؟؟؟؟!!
دوست گلم (یک آشنا) چراغ اول و روشن کرده، چند تا کتاب
واسمون آورده،از نویسندگان به نام و شایسته،که مطالعه ی
اونها خالی از لطف نیست.
مرسی عزیزم![]()
حالا کسی هست که چراغ دوم،سوم،چهارم... رو روشن کنه تا
این وب مثل دلای قشنگتون چراغونی بشه..؟
ما منتظریم
فوری فوری فوری
کتاب *** کتاب *** کتاب *** کتاب ...
دوستون داریم
قاصدک و مرد تنها
از روزی که متروکه شدم
پروانه های کودکیم به ملاقاتم می آیند
گاهی با اکسیژن هوا پرسه میزنم
و آنگاه که آهی خانه به دوش از کولی همسایه گله می کند
قطره بارانی روی تابوتم می چکد
دلگیرم از نفس ها
از قفس ها
چقدر زمین
دلم آسمان می خواهد
قاصدک
زندگي گناه تو بود
يا صداقت بي رحمانه ات
بالهايت را كجا جا گذاشته بودي
كين چنين خود را به باد سپردي
و مرا به ياد ...
امشب سوت دهل
درهواي متراكم
به تبرك نيزار رفته است
امشب عبور تو
گم خواهد شد
سايه اي خواهد درخشيد
امشب كسي ازعشق خواهد مرد